هفته پیش وبلاگم به روز نشد. می خواستم راجع به دیدگاه اقتصادی ام در جامعه آرمانی بنویسم، جامعه ای که فکر می کنم همان است که اسلام می خواهد یعنی همه، تفاوت ها را درک کنند و حدیث حضرت محمد(ص) که فرمودند:"اختلاف امتی رحمه" کاملا سرلوحه مباحث، مذاکره ها و گفتگوها قرار بگیرد. جامعه ای که همه، مفهوم آن آیه قران را که فرموده "در مال شما سهم دیگر اقشار جامعه قرار داده شده" به جانشان آمیخته شده باشد. متاسفانه فراغتی درخور حاصل نشد تا آنچه را که شایسته است، بنویسم و وبلاگم را به روز کنم.

اما اگر به پست های پیشینم نگاهی بیفکنید، متوجه می شوید که قرار بود، درباره صلح پایدار بنویسم تا سالگرد فوت قیصر امین پور که دیروز بود. اما چقدر ناراحت و غمگینم که می خواستم درباره قیصر بنویسم که ناگاه عزیزی دیگر از بین ما رفت و او بانو طاهره صفار زاده بود، کسی که قیصر به او بسیار ارادت داشت و ناراحت ترم از اینکه اگرچه سعی می کنم در مردم باشم و از مردم نباشم ولی دانستم که من هم مرده پرستم. این همه گنج و در زنده و ما همچنان میان اموات سیر می کنیم. حیف و صد حیف که قیصر رفت و قدرش ندانستیم و زمانی که دیگر نبود مثل همیشه مردم سیاست زده مان سعی کردند از او بهره برداری سیاسی کنند.

دلم می گیرد وقتی به یاد خیلی از چیزها می افتم، بیشتر نمی نویسم و شعری را که سال گذشته برای قیصر سروده بودم را در وبلاگ می نگارم. اگرچه در این پست به طور ویژه به موضوعی نپرداختم، اما نکاتی در مطالبی که خواندید بود که امیدوارم به کار آید.

 

 "دغدغه"

               تقدیم به قیصر امین پور   

 

اگر چه شعر من کوته تر از روز است

ولی شب در پسش مقهور مقهور است

ندایی کز درون قلب من خیزد

ندای آتشین پیغام امروز است

اگر اشکی ز چشمم بر زمین ریزد

چو سرخی شفق ، قطراتی از خون است

چو دشمن عقد مروارید بر گردن بیاویزد

دانه های چرکیش محصولی از زور است

اگر توجیهی از قدرت در این دنیا پدید آید

به جز مردم ، سراسر بیخ و بن زور است

اگر گفتند سنت را به بالا بایدش پنداشت

تجدد از میان رفتست و او محبوب مظلوم است

به چشم ارتجاع اسلام اگر بینی

تو اسلامی نمی بینی ، پوستینی رنگ و رو رفتست

برادر ، آسمان ابری و وهم آلود

برادر این دلم خونین تر از خون است

                                                                              86/11/13

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 آبان 1387    | توسط: دشتی    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()