از علی گفتن و نوشتن هم سخت است و هم آسان. سخت است چونکه پدیده ایست کمال یافته در میان بشر و برای انسان امروز که از فطرت  خود به دور افتاده، دست نیافتنی. اما آسان است از آن جهت که اگر ذره ای از گرد و غبار این زندگی موقت و کیفیت های عرضی و عاریتی پیرامون را از فطرت بزداییم، وی را نزدیک ترین وضعیت به اصل فطرت و وجدان خود می یابیم.و حال آنکه حرفی است برای گفتن و آن اینکه برای شناخت خدا باید دین خدا را شناخت و از آنجا که دین نزد خدا اسلام است پس همانا شناخت اسلام شناخت دین است.برای شناخت دین نیز باید پیامبرش را شناخت، یعنی محمد و البته و صد البته که برای شناخت محمد و شهر علمش باید از دروازه ی شهرش عبور کرد و اینجاست که باید گفت علی را بشناسیم تا محمد، اسلام، دین آسمانی و خدا را بشناسیم. اگر بتوانیم علی را بشناسیم و تا حد امکان به پندارهای کسب شده خود در مورد علی عمل کنیم می توانیم بگوییم که مسلمانیم البته راه دیگری برای مسلمان شدن نیز هست که ما امروز مسلمانی را نزد دیگران بیش از خود مسلمانمان میبینیم و آن مطابق فطرت رفتار کردن است. تجربه به فطرت خواهد رسید و اینکه میبینیم در غرب، امور بسیاری مخصوصا پیرامون مدیریت، حال و هوای مسلمانی دارد تجربه آنها در این امور است. و البته چه خوب است که ما اگر از داشته های خودمان استفاده نمی کنیم از تجارب دیگران استفاده کنیم.

و اما علی، شاید شنیده باشید که نمی توان تنها یک یا چند نقش محدود را برای علی قائل شد و اگر می خواهیم او را الگو قرار دهیم باید در همه زمینه ها از او استفاده کنیم. علی این دانش آموخته مکتب محمد که سی سال پس از وفات وی زیست والاترین شاگرد دینی بود که محمد از جانب خدا وام دارش بر زمین گشته بود. وی را از هر جهتی می توان آرمان قرار داد. او پس از محمد بهترین پیشرو، بهترین رهبر، بهترین پدر، بهترین همسر، عالم ترین و آگاه ترین بود و ما باید از تاریخ زندگی وی که بنا به شرایط زمان بهتر و بیشتر از زندگی حضرت محمد(ص) به ثبت رسیده است، استفاده کنیم تا شاید از این طریق هم بتوانیم ذره ای به علم محمد دست یابیم.

و این سر فصل ارسال هایم در این هفته بود که ارسالهای دیگرم به پیوست این ارسال خواهند یود.     

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 شهریور 1387    | توسط: دشتی    | طبقه بندی: علی،     | نظرات()