همواره درآیات و روایات تاکید شده که مومنین قرآن را میزان سنجش اعمال خود قرار دهند و مراجعه و مداومت در تعامل با قرآن امری اجتناب ناپذیر برای ظهور ظرفیت بالای انسانی پنداشته می شود. اما آیا براستی زمانی که قرآن را می گشاییم، آنچه را که باید دریابیم و به آن عمل کنیم، در اختیارمان قرار می گیرد.مثلاٌ در آیه 118 سوره هود چنین آمده« ولو شاء ربک لجعل الناس امه وحده و لا یزالون مختلفین» یا در آیه 93 سوره نحل خداوند چنین می فرماید« و لو شاء الله لجعلکم امه وحده و لکن یضل من یشاء و یهدی من یشاء و لتسئلن عما کنتم تعلمون» و یا در آیات مختلف چنین رسولان خویش را هدایت می فرماید که وظیفه شما چیزی جز پند و اندرز نیست و اگر قومتان تمایلی به اصلاح ندارند، رهایشان کن و خدا خود می داند با اینان چگونه برخورد کند. گاه نیز به آیه ای معروف بر می خوریم«لا اکراه فی الدین». همه اینها را می بینیم ولی فرموششان می کنیم و شاید ...

همواره درآیات و روایات تاکید شده که مومنین قرآن را میزان سنجش اعمال خود قرار دهند و مراجعه و مداومت در تعامل با قرآن امری اجتناب ناپذیر برای ظهور ظرفیت بالای انسانی پنداشته می شود. اما آیا براستی زمانی که قرآن را می گشاییم، آنچه را که باید دریابیم و به آن عمل کنیم، در اختیارمان قرار می گیرد.مثلاٌ در آیه 118 سوره هود چنین آمده« ولو شاء ربک لجعل الناس امه وحده و لا یزالون مختلفین» یا در آیه 93 سوره نحل خداوند چنین می فرماید« و لو شاء الله لجعلکم امه وحده و لکن یضل من یشاء و یهدی من یشاء و لتسئلن عما کنتم تعلمون» و یا در آیات مختلف چنین رسولان خویش را هدایت می فرماید که وظیفه شما چیزی جز پند و اندرز نیست و اگر قومتان تمایلی به اصلاح ندارند، رهایشان کن و خدا خود می داند با اینان چگونه برخورد کند. گاه نیز به آیه ای معروف بر می خوریم«لا اکراه فی الدین». همه اینها را می بینیم ولی فرموششان می کنیم و شاید اینکه مرز بین امور را تشخیص نمی دهیم و یا شاید خراب آموزش دیده ایم و آنچه مهم است و موجب تاسف، دوری ما از فرامین قرآن است.

بیایید از زاویه ای دیگر نگاه کنیم. خدا در قرآن تنها اصل مطالب را بر ضمیر پیامبر وارد نکرده ، وی هیچ گاه چنین نکرده و همواره از تاریخ برای القای معانی به پیامبر بهره جسته، تا آنجا که می توان به قرآن به عنوان مهمتریم متون در میان متون تاریخی نظر جست. حال پرسشی کنیم، اگر قرار بود قرآن در عصر حاضر نازل شود، خدا از تاریخ صدر اسلام چگونه استفاده می کرد؟

روزی با یکی از دوستان صحبت می کردم ، آرزو کردم ای کاش تمام مردم با زندگی حضرت امیر آشنا می شدند، چون در آن صورت دیگر راه عذر بر همه بسته می شد و مشکل مردم دیگر نادانی و برداشت ناصحیح از متون نبود بلکه اگر مشکلی رخ می داد  ناشی از دنیا زدگی آنان بود و خب تکلیف خوبان هم معلوم. و اکنون بحث این ارسال هم همین است، ما براحتی می توانیم به اصل مفاهیم قرآن پی ببریم، فقط کافی است که تاریخ را بشناسیم و چه تاریخی غنی تر از تاریخ زندگی حضرت امیر؟!!

البته برای اثبات این نظر مثالهایی رو خدمتتون عرضه می کنم که تنها بدون بیان هیچ مقدمه ای اینقدر جالب هستند و عبرت آموز که انسان در شگفت می مونه از خدا و از بعضی از آفریدگانش. مثلاٌ اگه می خوایم نظر خداوند رو راجع به مدیریت و رهبری بدونیم اگه به آموزه های تاریخ مسلط باشیم می تونیم چه برداشتهای پرباری که از قرآن نکنیم؟!!

یه روز شخصی به نام رافع بن زیاد میاد خدمت حضرت و از برادرش عاصم بن زیاد که گوشه گیری و عزلت نشینی رو انتخاب کرده و به راز و نیاز با خدا مشغوله شکایت می کنه؟ حضرت فرمان می ده که برو و بیارش اینجا. و بعد که عاصم میاد از اون علت کارش رو می پرسه و اینطور جواب می شنود که شما خودتون که سخت ترین جامه رو می پوشین و سبک ترین غذا رو می خورین. شما چرا؟ حضرت می فرماید:« من اگر چنین می کنم رهبر جامعه مسلمینم و بر من واجب که چنین کنم تا خدای ناکرده فقیر و تهیدستی به خاطر اینکه من ذره ای از او در وضع معیشت بالاترم دلگیر نشود». الله اکبر از این آفریده

یا اینکه بعد از حکمیت، خود خوارج که بر ابوموسی اشعری اصرار داشتند، حضرت رو حتی کافر می دونن و در کوفه که مرکز خلافت بوده، زمانی که حضرت در شهر راه می رفته، به مسخره و توهین حضرت می پرداختن. اینجاست که یاران واقعی حضرت دلگیر می شن و اذن تلافی می خوان ولی الله اکبر از این رهبر که چنین می فرماید:« همان مسجدی که ما می رویم، آنها هم می آیند. همان غنیمتی که ما می گیریم، آنها هم می گیرند و فقط اگر زمانی شمشیر کشیند، شمشیر می کشیم». والبته حضرت شمشیر کشیدنش هم سرشار از روح تساهل و تسامح بود و فقط زمانی از شمشیر استفاده می کرد که دیگر همه درها بر صلح از جانب حریف بسته می شد.

ادامه این مطلب که خود بسیار برایم جالب است در پست بعدی خواهد آمد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 شهریور 1387    | توسط: دشتی    | طبقه بندی: علی،     | نظرات()