همواره کتب تاریخی را که مورد مطالعه قرار می دادم و در حوزه انقلاب مشروطه به جستجو و تامل می پرداختم ، سوالی بزرگ سراسر ذهن مرا فرا می گرفت ، نویسنده ای شیخ فضل ا... نوری را مورد شماتت قرار می داد و وی را از آن جهت که موجبات توقف روند اصلاحاتی مشروطه را فراهم نموده بود سرزنش می کرد ،در حالی که نویسنده ای دیگر و در کتابی دیگر شیخ فضل ا... را قربانی اشتباهات و توهمات مشروطه خواهان و فاتحان تهران پس از دوره استبداد صغیر قلمداد کرده و وی را محترم و مقدس شمرده از آن جهت که حتی برای حفظ جان خویش هم حاضر نشد به زیر پرچم بیگانگان حیات اتخاذ کند پس از آن جهت که واقعیت اگر چه پیچیده ولی یکی است مرا در ابهام در مورد شخصیت ونگرش شیخ فضل ا... در دوره مشروطه و درباره مشروطه قرار می داد ، پس نیاز دیدم که به صورت مکتبی و بنیادین به تشریح ، تامل و تفکردرباره شیخ فضل ا... بپردازم ، یعنی اعمال وی را با اصول مکتب و دین اسلام و روابط مکتب با دیگر امور مورد بررسی قرار دهم و نتیجه اش چیزی نبود جز آنکه پیش روی شماست .

همواره کتب تاریخی را که مورد مطالعه قرار می دادم و در حوزه انقلاب مشروطه به جستجو و تامل می پرداختم ، سوالی بزرگ سراسر ذهن مرا فرا می گرفت ، نویسنده ای شیخ فضل ا... نوری را مورد شماتت قرار می داد و وی را از آن جهت که موجبات توقف روند اصلاحاتی مشروطه را فراهم نموده بود سرزنش می کرد ،در حالی که نویسنده ای دیگر و در کتابی دیگر شیخ فضل ا... را قربانی اشتباهات و توهمات مشروطه خواهان و فاتحان تهران پس از دوره استبداد صغیر قلمداد کرده و وی را محترم و مقدس شمرده از آن جهت که حتی برای حفظ جان خویش هم حاضر نشد به زیر پرچم بیگانگان حیات اتخاذ کند پس از آن جهت که واقعیت اگر چه پیچیده ولی یکی است مرا در ابهام در مورد شخصیت ونگرش شیخ فضل ا... در دوره مشروطه و درباره مشروطه قرار می داد ، پس نیاز دیدم که به صورت مکتبی و بنیادین به تشریح ، تامل و تفکردرباره شیخ فضل ا... بپردازم ، یعنی اعمال وی را با اصول مکتب و دین اسلام و روابط مکتب با دیگر امور مورد بررسی قرار دهم و نتیجه اش چیزی نبود جز آنکه پیش روی شماست .

آنچه که بیش از همه با حکایت شیخ پیوند می خورد و از مناقشات همیشگی سیاسیون ، فلاسفه ، دین شناسان و قشر آگاه جوامع بشری بوده است مسئله دین و دولت است ، مسئله ای که نه تنها مختص به اسلام که باید گفت قرنها پیش از اسلام نیز در اروپا ، از زبان اندیشمندان در این باره بسیار سخن رانده شده است . اوگوستینوس قدیس که از نخستین کسانی بود که از دعوای دین و دولت سخن گفت پس از مشاهده شعارهای جدایی دین و دولت به خاطر شکست امپراطوری روم که مردم آنرا فرزند نامبارک دین و دولت می پنداشتند ، چنین موضع گرفت که انحطاط امپراطوری روم ربطی به دین مسیح ندارد و آنچه که موجب این شکست و انحطاط می شد ، گرایش ظاهری به دین مسیح ودین مداری نادرستی بود که اعمال می شد ، حال آنکه امپراطوری اگر ایمان راستین داشت و دینی ناب را ارائه مینمود ، نیرومند و پایدار باقی می ماند .

شیخ فضل ا... نیز به گونه ای دیگر با ارائه پیوندی نادرست از دین و دولت موجبات تخریب روندی را فراهم نمود که هم روحانیت و هم روشنفکران و هم توده مردم و حتی خود شیخ فضل ا... برایش بسیار زحمت کشیده بودند و این حاصل برداشت اشتباه یک روحانی که نماد دین و زبان گویای دین ، از دین و پیرامونش می باشد ، برداشتی اشتباه که اگر چه از جانب یک نفر ارائه می شد ولی روند مثبت بسیار بزرگی در اجتماع و جامعه بسته و شاهنشاهی ایران را متوقف می نمود .

به عقیده نگارنده ، دغدغه شیخ چیزی جز اسلام و اعمال مکتبی راستین نبود ولی غافل از اینکه اگر چه لباس و عنوان و دیدگاه اجتماعی نسبت به وی همه حکایت از دین مداری و دین شناسی داشت ولی تاویلات و تفسیرات وی از وقایع موجود و اصل دین و ایجاد رابطه بین همه اینها تنها برخواسته از ذهن و اندیشه خودش بود ، در حالی که بسیاری از رو حانیون دیگر نظیر آیت ا... حائری یزدی که از علمای برجسته زمان بود با مشروطه موافق و از حامیان اصلی این روند به شمار می رفتند . به واقع شاید بتوان گفت که اگر چه شیخ برای حفظ و نجات دین در لباس دین شناسان همت گماشت - همتی مخرب برای جامعه – ولی وی به یکی از ارکان روح دین اسلام که همانا پرهیز از اقتدارگرایی و خودخواهی و خودمحوری ، توجه نکرده و در راه رسیدن به دین واقعی و جامعه ای دینی سنگ اندازی کرده بود . شیخ باید توجه خود را به این مسئله نیز معطوف می نمود که اگر این جریان اصلاحگرانه موجب ضربه زدن و تخریب اسلام می شد پس چرا بسیاری از علمای نجف از این حرکت دفاع و حتی بعد از به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه ، مخالفت با مشروطه را به حکم محاربه با امام زمان قلمداد کردند .

عمل شیخ مشروعیت بخش خواسته های استبداد طلبانه و خودخواهانه محمد علی شاه گشته بود ، عملی که منجر به تحکیم نظام پادشاهی ، فرد محور ، منسوخ و مغایر با ایده های حکومت اسلامی گشته بود . شیخ اگرچه پاک بود ، غصه اش ، غصه دین بود و در دل ، غمش ، غم از بین رفتن دین بود ولی حیف از آن روی که شیخ اشتباه اندیشیده بود و چه بسیار از آگاهان و حق طلبان جامعه که به حکم وی از بین رفتند و نظام سیاسی فرد محورانه قاجار دوره استبداد صغیر را آفرید .

پس از اندیشیدن در همه مسائل مطرح شده راقم این سطور چنین اندیشید که چه بجاست اگر شیخ فضل ا... نوری را راوی حکایت دین و دولت بنامیم ، حکایتی که اگر چه درست و منطقی آن، این است که حاکی پیوند دین و دولت باشد ولی اگر بر دین شناسی ما خلل وارد شد ، آنگاه چه بر سر دولت و سیاست ما می آید ؟ این امر که اسلام شناسی ما دچار نواقص بنیادین باشد به هیچ وجه بعید نیست ، آنگاه که حضرت امیر پس از بیست و پنج سال خلافت ابوبکر ، عمر وعثمان که از صحابی پیامبر بودند ، اسلام را به پوستینی وارونه تشبیه می کند .

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 مهر 1387    | توسط: دشتی    | طبقه بندی: دین و دولت،     | نظرات()